حسن بن محمد بن حسن قمى ( مترجم : قمي )

184

تاريخ قم ( فارسي )

ايشان فرمود و مثل اينك ياد كرديم عمر بن عبد العزيز وصيّت كرده است بعبد الرحمن بن عبد الحميد بوقتى كه او را بعراقين روانه ميگردانيد و راوى گويد كه چون عبيد الله بن سليمان بن وهب كه وزير بود و مشرف برسيد در خراج نظر كرد و طسق و رسومها و صرفها و تقويمات باسر گرفت بحسب آنچ روزگار و وقت اقتضا ميكرد و حكم نكرد كه ابدا در جميع اوقات و ازمنه بر آن دستور باشد و بشهرهاى جبل عقد دستورات بست و قانون نهاد بر آنچ زمان اقتضاى آن مىنمود در تقويم و تقدير بسبب زيادتى نرخها و كمى آن و روايى غلَّات و كسادى آن و بناحيت رى فرود آمد رئيسان و كد خدايان رى هر آنچ ميان او و ميان ايشان مقرّر شد اتفاق كردند و متابعت نمودند تا آنگاه كه ذكر صرف درهم به نسبت با دنانير در ميان آمد و دستارچه كه با خود داشت يك دينار در در گوشهء آن بسته بود آن دينار بر گرفت و ببازار فرستاد تا به قيمت آن دراهم بستدند و ايشان را بر آن قرار داد و او را بدان مدح كردند و على بن محمّد بن الفرات كه او را بعراق قاضى الكتاب نام نهاده بودند چون او را وزير ساختند هر آنچ عبيد الله بن سليمان ساخته بود خلاف آن كردند و آنچ نقص آن بود واجب بود نقص كرد و باز شكافت و و رسوم و سنن يا سر گرفت بحسب اقتضاى زمان و همچنين على بن عيسى را چون وزير گردانيدند مخالفت عبيد الله بن سلميان و ابى الفرات كرد و تقريرات و دستورات بحسب زمان و وقت با سر گرفت چه سنن خراج و دستورات آن همچون فرايض شرعيّه نيستند تا بقيامت پيروى آن كنند و از آن بنگردانند بلكه حقّ حكم قوانين خراج و حقّ دستورات آن آنچنانست كه در هر روزگار به قدر زيادتى و نقصان ربع و ارتفاع باز بينند و اگر نقصان بايد كردن نقصان كنند و اگر زياده بايد كردن زياده كنند بحسب اقتضاى زمان و وقت بسبب تسعير و تقويم و رواج و كساد چه صدقهء غنم وابل و گاو كه وظيفهء آنست كه در آن چنانچ رسول صلَّى الله عليه و آله و سلَّم فرض و واجب كرده است تجاوز نكنند و از هر نوع آنچ واجبست شود بعينه آن بستانند مع هذا از آن تجاوز مىكنند و بمىگردانند و بعوض آن درهم و دينار بمىستانند چون صلاح وقت اقتضاى روزگار در آن مىبينند ، ابو الحسن بن محمّد بن احمد بن يحيى بن ابى البغل چون ببلاد جبل آمد تا دستور بندد و قوانين نهد نامهء نوشت بعلى بن عيسى در روزگار وزارت حامد